امیر برات نیا

سایت شخصی

امیر برات نیا

سایت شخصی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قانون» ثبت شده است

#نذری_ماندگار
🏺از کوه که رسیدم خونه، دوش گرفتم و رفتم بروم خانه آقا #رضا_عصارگل برای گرفتن شله نذری. رفتم‌ بلوار امامت. وقتی رسیدم در خانه دیدم جمعیتی انبوه از زن و مرد پشت در ایستاده بودند و منتظر توزیع #شله. کمی منتظر ماندم. آقا رضا آمد دم در. سلام و  احوالپرسی کردیم. بعد آقا رضا خدیوی آمد. پشت سرش دایی محمد و خانمش. و بعد خاله اعظم.‌ کمی با آقا رضا خدیوی حرف زدیم.بعد رفتیم داخل. دایی احمد اقا و محسن آقا و محمد روحبخش هم بودند. من ظرف های شله را گرفتم ‌و برگشتم خانه.
🍁 #شله_حاج_آقای_عصارگل برای من خاطرات زیادی دارد. خاطرات ماندگار من با این #شله_نذری بر می گردد به چهل و اندی سال قبل موقعی که هنوز حاجی عصار گل زنده بود. خانه حاجی در خیابان احمد آباد، خ  بخارایی بود. تا جایی که یادم میاید در انتهای کوچه بود. یک خانه دو طبقه با حیاط ویلایی که کنارش یک باغچه کوچک هم بود. آن موقع آقا رضا پسر حاجی هم سن و سال ما بود.
🏺 آخر ماه صفر که می شد همسر حاجی که خاله ها به ایشان می گویند دختر عمو روضه می خواندند. روز آخر روضه هم مصادف بود با #شهادت #امام_رضا مراسم شله نذری داشتند. تو کارت های دعوت آنزمان که همیشه حاجی عصار گل چند روز قبل پخش می کرد نوشته شده بود "بیاد پدر و مادرم" . حاجی نذری اش برای آمرزش والدینش بود. مردان و جوانان خانواده روز قبل و شب قبل برای کمک جهت پختن غذا   بویژه چمبه زنی( کسانی که مشهدی نیستند بد نیست بدانند برای آماده شدن این غذای سنتی ویژه مشهد چندین ساعت باید محتویات دیگ را با چمبه که چوب های مخصوص و بزرگی است باید هم زده شود.) در خانه حاجی حاضر می شدند.
🍁 من و خانواده ام و سایر خاله ها و دایی ها که آنموقع بچه بودیم روز شهادت صبح می رفتیم خانه حاج آقای عصار گل. دیگ های شله که معمولا دوتا دیگ بود توی حیاط برپا می شد. چون خانه دو طبقه رود. یک طبقه زن ها بودند و یک طبقه هم مردها. همه اعضای فامیل حاضر بودند، معمولا کسی غایب نمی شد. هر کسی هر کاری از دستش بر میامد انجام میداد. تا ظهر همه مشغول بودند.
🍁سر ظهر که می شد سفره نذری را پهن می کردند. از میهمانان با نان و پنیر و سبزی خوردن و شله پذیرایی می شد. سبزی ها را خانم ها آماده می کردند. جو حاکم خانه و فضای که شله درست میشد هم محترمانه بود و هم شادابی و نشاط داشت. حاج آقای عصار گل مرد خوش برخورد، باوقار، بزرگ منش، و سخاوتمند بود. اخلاق خوشی داشت. خوش اخلاق بود. همیشه لبخند بر چهره داشت. چهره اش نورانی و تو دل برو بود. همه دوستش داشتیم. ما بچه ها بیشتر. آخرین بار من ایشان را در بیمارستان دیدم روزی که #آقای_حسینی بخاطر بیماری قلبی بستری شده بود. دیگر هرگز وی را ندیدم. روحش شاد.
🏺آخر ماه صفر برای من تا سال های سال یعنی روز شله حاج آقای عصار گل بود. تا وقتی خانه حاجی خیابان احمدآباد بود من و خانواده همیشه حاضر بودیم. چه در کمک کردن چه در خوردن. نمی دانم چه سالی حاجی خونه رو فروخت و رفت محله جدید، بلوار دانش آموز. از اون موقع به بعد دیگه قسمت نشد ما بریم. ما بزرگ تر شدیم، رفتیم، سربازی، و بعد هم دوران دانشجویی و.... . دیگه اون دورهم بودن برای من رنگ باخت. ما بزرگ شده بودیم.
🍁نذری حاج آقای عصار گل علاوه بر اینکه نذری بود و هست، مکانی بود برای پیوندهای فامیلی، برای بودن در کنار هم، همدلی و مهربانی. حالا سال هاست حاجی از میان رفته اما نذر را پسرش آقا رضا در روز شهادت امام رضا(ع) ادا می کند. یک افسوس هنوز باقی است کاش خانه ها آپارتمانی نشده بود و باز هم می شد دور هم جمع می شدیم و سر دیگ شله حضور داشتیم و تنها سهم ما از این نذری ماندگار گرفتن و خوردن نبود.
نذرشان قبول و روح درگذشتگان شاد
مخصوصا روح حاج آقا عصار گل
#امیربرات_نیا
۷آبان۱۳۹۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 November 19 ، 20:43
امیر برات نیا

۱۱ -قانون جایگزین‌ها
توسعه فردی همواره جایگزین‌هایی را در بر دارد. برای استفاده از همه توانتان باید خواهان قربانی کردن بخشی ارزشمند از زندگی‌تان باشید. انتخاب شما اثری مستقیم بر مسیر زندگی‌تان دارد. وقتی با انتخاب‌های دشوار روبه‌رو می‌شوید، همه نکات مثبت‌ و منفی‌ مربوط را به دقت ارزیابی کنید. جایگزین‌هایی که تعریف می‌کنید را مشکلات جدیدی ندانید که باید تحملشان کنید و آرزو کنید و امیدوار باشید همه چیز درست می‌شود. از انتخاب‌ها و جایگزین‌های دشوار استقبال کنید. پذیرفتن مسئولیت اعمالتان نشانه بلوغ و رشد است.

توسعه شخصی

 

۱۲- قانون کنجکاوی
اگر یاد نگیرید، نمی‌توانید رشد کنید. «چرا» را به کلمه محبوب خود تبدیل کنید. هرچه کنجکاوتر باشید، می‌توانید بیشتر یاد بگیرید و رشد ‌کنید. برای افزایش کنجکاوی، ذهنیتی مانند یک فرد تازه‌کار داشته باشید. از نشان دادن کمبود دانش‌تان نترسید. پیتر دراکر استاد مدیریت یک‌بار گفت: «بزرگترین نقطه قوت من به عنوان یک مشاور این است که نادان باشم و سؤالات زیادی بپرسم.» اگر وقت خود را با افرادی بگذرانید که به اندازه شما کنجکاوند، برای سؤال پرسیدن راحت‌تر خواهید بود. یادگیری یک مطلب جدید در روز را هدف خود قرار دهید. بدانید که شکست‌ فرصتی استثنایی برای یادگیری در اختیارتان قرار می‌دهد. همیشه خوش‌بین باشید. بپذیرید که هر مشکلی چندین راه‌حل دارد.

 

۱۳- قانون الگوبرداری
وقتی شخصی دانا راهنمای شما در مسیر رشد باشد، رشد فردی ساده‌تر می‌شود. کتاب‌های متعددی برای کمک به شما در دسترس‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به کتاب «دیل کارنگی» برای بهبود مهارت‌های افراد با عنوان آیین دوست‌یابی اشاره کرد. یک مشاور استخدام کنید تا گام‌هایی که باید بردارید را به شما نشان دهد. اگر کسب‌وکارتان را تازه آغاز کرده‌اید، انتظار نداشته باشید مشاوری را از سطوح برتر دنیای کسب‌و‌کار پیدا کنید. در عوض، شخصی را پیدا کنید که چند سطح بالاتر از شما کار کرده باشد و از او الگوبرداری کنید.

 

۱۴- قانون گسترش
هر کاری که انجام داده‌اید، هر موفقیتی که کسب کرده‌اید، قابل گسترش است. کارشناسان ادعا می‌کنند که مردم فقط از ۱۰ درصد توانشان استفاده می‌کنند. افراد می‌توانند بسیار بیش از آنچه در گذشته داشته‌اند را به دست آورند.

برای کسب موفقیت بیشتر در زندگی، تفکر «آیا می‌توانم؟» را به تفکر «چطور می‌توانم؟» تبدیل کنید. سؤال «آیا می‌توانم؟» خودبه‌خود شما را محدود می‌کند. سؤال «چطور می‌توانم؟» نشان می‌دهد که برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. آن راه‌حل را کشف کنید.

 

۱۵- قانون همکاری
زندگی‌تان نباید حول محور رشد فردی بچرخد. به نیازهای افرادی که برایتان مهم هستند، توجه کنید. ببینید چطور می‌توانید به بهبود زندگی‌شان کمک کنید. این بهترین راه برای ایجاد رضایت و شادی درونی است.

بنجامین فرانکلین رئیس‌جمهور و مخترع آمریکایی همیشه به دنبال پاسخ‌های درست برای سؤالات مهم بود. یکی از بزرگ‌ترین واقعیت‌هایی که کشف کرد این بود که کمک به دیگران بهترین کاری بود که می‌توانست انجام دهد.

او هر روز را با سؤال «امروز باید چه کار خوبی انجام دهم؟» آغاز می‌کرد و با سؤال «امروز چه کار خوبی انجام دادم؟» به پایان می‌برد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 September 19 ، 17:06
امیر برات نیا