امیر برات نیا

سایت شخصی

امیر برات نیا

سایت شخصی

۲ مطلب با موضوع «هنر :: سینما» ثبت شده است

 

🔻تارکوفسکی می گوید نوستالگیا فیلم بسیار مهمی برای من است. این فیلمی است که من تلاش کردم خودم را بطور کامل در فیلم معرفی کنم.
باید بگویم که این فیلم به من ثابت کرد که سینما واقعا هنری بزرگ است و این قدرت را دارد صادقانه خواسته های غیر قابل مشاهده روح بشری را واضح بیان کند و نشان دهد.
ترجمه #امیربرات_نیا
منبع: nostalghia.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 February 20 ، 21:15
امیر برات نیا

یاد داشتی بر فیلم نوستالگیا 1983
آندره تارکوفسکی
Andrei Tarkovsky
 کارگردان روسی

راز عشق ادم ها را چه کسی می تواند درک کند؟ خیلی ها دنبال این بوده و هستند که به راز عشق آدم ها پی ببرند اما آیا توانسته اند؟

فیلم را دیشب دیدم. در تمام لحظات فیلم به خیلی از مسایل اندیشیدم و برای سوالاتی پیش آمده جواب هایی به ذهنم رسید. فیلم در یعین واقعگرایانه بودم پر از رویا و خیال و خواب. صحنه های فیلم از همان شروع شاعرانه های است پر است از دلتنگی. من داستان فیلم را از اینجا برایتان می نویسم:

آهنگساز روسی به ناحیه بانگوویگنونی در ایتالیا می رود، مدتی در آنجا زندگی می کند، به روسیه باز می گردد اما دوام نمی آورد از عشق یک دخترک برده خودکشی می کند. سال ها بعد یک نویسنده روسی به نام آندری گوچاکوف به این ناحیه می آید تا راز عشق آهنگساز را کشف کند. در این راه با دیوانه ای آشنا می شود.

آندری مترجم و همراهی دارد که عاشقش می شود اما برخورد سرد نویسنده باعث می شود این زن او را رها کند و به سراغ مرد مورد علاقه اش برود و او را بیابد. نویسنده تحت تاثیر حرف های مرد دیوانه قرار می گیرد، تصمیم می گیرد باز گردد اما قبل از بازگشت به توصیه دومینیکو همان مرد دیوانه عمل می کد و تلاش می کند تا با شمع روشن طول استخر را بپیماید اما ....

فیلم باو وجود ریتم کندش برای من دلچشب بود، زیبایی هایش ناب و شاعرانه است حالت خاصی دارد، داتنگی های خاصی را در آدم های عاشق ایجاد می کند. دل تنگی برای وطن، برای بچه هایش برای مادرش و ...  

آخر این فیلم به این می اندیشم که عشق چگونه پدیدار می شود و چگونه عشق میان دو نفر رازی می شود که گاهی هرگز بر ملا نمی شود و دیگران چه هیجانی دارند برای یافتن راز عشق.

دوست دارم برخی از پرسش های مطرح شده در فیلم و یا پرسش هایی که برای من در هنگام دیدن فیلم در ذهن من پدیدار شده است را با شما به اشتراک بگذارم، چون هیچوقت برای شنیدن حقیقت دیر نیست! در دیالوگی از زبان کاترینای مقدس جمله زیبایی بیان می شود:

«تو آنی که نیستی و من آنم که هستم»

چه کسی به حقیقت نزدیک است؟ ما یا دیوانه ها؟ آیا شده تا به حال به حرف های دیوانه ها با شوق و علاقه گوش کرده باشید و به عمق حرف هایشان بیاندیشید. من فکر می کنم گاهی باید با دقت به حرف های دیوانه ها گوش فرا داد؟

برخی از سوالات عالم دیوانگی می تواند این باشد:

 پایان دنیا کجاست؟

 کارهای مهم چه هستند؟

اگر آدم آزادی داشته باشد باهاش چه کار می کند؟

چیزی از عشق ناب می داند؟ می دانیم؟ عشق بی بوسه بی آغوش؟

فیلم پر است از زیبایی، زیبایی از جنس موسیقی بتهوون، از جنس شاعرانگی، از جنس باران، نم نم و شرشرش، از نوع اندیشیدن اشراق گونه اش. باید دانست گاهی برای رسیدن به هدف یا به عشق باید از جان گذشت. ما دردنیای خودمان تا سر غرق هستیم مثل ادم های توی استخر. ما همه دنبال کاری هستیم تا جاودانه شویم ما جاودانگی ماندن در راه عشق است و رسیدن به حقیقت.

امیر برات نیا

13 بهمن 1398

http://baratnia.ir

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 February 20 ، 22:17
امیر برات نیا