نسیم خوش روزهای زندگی

سایت شخصی

۱ مطلب در جولای ۲۰۱۶ ثبت شده است

آموزش نویسندگی از نظر کنزا بورو اوئه

نویسنده ژاپنی برنده ی جایزه نوبل

عبدالمطلب برات نیا

آثار وی همیشه ردی از زندگی شخصی و خانوادگی اش را در خود جای داده است. وی به شیوه اول شخص داستانش را روایت می کند تا حضور خودش و نقش پسرش «اوئه» که به بیماری اوتیسم مبتلاست قابل رویت باشد. او به بالاترین افتخارات ادبی جهان دست یافته است. در این نوشتار مختصر، نگاهی کوتاه داریم به توصیه های او در مورد نوشتن. امیدوارم مورد نظر و توجه علاقمندان به نویسندگی قرار گیرد.

کنزا بورو قبل از اینکه نویسنده باشد یک مصاحبه گر بود. خودش معتقد است که مصاحبه گر خوبی نبوده چون هیچ وقت نتوانسته حرف تازه ای از مصاحبه شونده بییرون بکشد. مثلا در مورد مصاحبه ای که با «کورت ونه گات» در سال 1984 در تلویزیون ژاپن انجام داد می گوید: «مصاحبه من یک جور کفتگو گفت میان دو نویسنده بود. از ونه گات هم نتوانستم چیز تازه ای بیرون بکشم.»

اما معتقد است در نامه نگاری هایش با نویسندگان پاسخ های صادقانه تری دریافت کرده است. نوام چامسکی برایش نوشته است که بعد از انداختن بمب اتم بر سر مردم هیروشیما در مراسم جشن شرکت نکرد وی می گوید: «یکی از روش های ادبی من (تکرار متفاوت است). کار تازه ام را با انداختن نگاهی جدید به کار قبلی ام آغاز می کنم، تلاش می کنم تا بار دیگر با حریفی تکراری مبارزه کنم.من آثار ادبی ام را کلیتی از تکرارهای متفاوت می دانم.

بدلیل بسط موضوع و اضافه کردن جزئیات هر سال خوانندگانم کمتر می شود. سبک من بسیار سخت، بسیار پیچیده و گیچ کننده شده است.

اساسا نویسنده خوب سبک خودش را دارد. صدایی طبیعی و ژرف که از اولین نسخه شنیده می شود. توانایی شرح و بسط که منجر به تقویت صدای نویسنده می شود و در نویسنده های خوب بطور طبیعی وجود دارد.

نویسنده خوب در حالت عادی صدایش را نابود نمی کند.

من می خواستم سبک ادبی  جدیدی در زبان ژاپنی خلق کنم. ژاپنی ها بیشتر به شکل ترجیع بندهای کوتاه ، تانکا و هایکو می نویسند. من می خواستم چیزی متفاوت بنویسم.

ªهشت ساعت در روز می خوانم و دو ساعت می نویسم.

ªپس از اتمام متن نسخه ی بسیار ساده و سلیس از چیزی که نوشته ام آنرا دوباره می نویسم.

ªبرای هر دو سبک پیچیده و ساده و سلیس احترام قائلم.

هنگام مطالعه هیچ تجربه ای بهتر از این نیست که در مکان نوشته شدن متن باشید. برای خواندن آثار داستایوفسکی باید رفت سن پترزبورگ، برای خواندن آثار جویس به دوبلین.

کارهای من خوانده شده اند اما هنوز نتوانسته ام خوانندگان ثابتی برای خودم جمع کنم.

نوشتن و جمع کردن خواننده« مسابقه نیست»، قصدم بدست آوردن خیل عظیمی از مخاطبان نیست ولی دوست دارم آثارم برسد به دست مردم.

ªتوصیه من به شما این است که : «از چیزهایی که عمیقا روی شما تاثیر گذاسته اند برای ادم های دیگر حرف بزنید.»

برخی برای نوشتن نیاز به تنها بودن دارند ولی من ندارم. نیاز به فاصله گرفتن از خانواده ام را ندارم. در اتاق نشیمن هم می توان نوشت.

در طبقه دوم خانه یک اتاق کار دارم، اما بندرت انجا کار می کنم. تنها زمانی در این اتاق مشغول کار می شوم وقتی است که دارم رمانی را تمام می کنم و نیاز به تمرکز دارم.

ªبرای اینکه جهانی شوید باید در آثارتان به مسایل اجتماعی هم وارد شوید، دیکنز و بالزاک اگر جهانی شده اند به این دلیل بوده که آنها هنگام نوشتن کلیت و گستردگی جهان را در ذهن داشته اند:

ª«نوشته هایتان را با ایده ای از پیش تعیین شده برای جهت دهی به یک شخصیت و خلق یک شخصیت آغاز نکنید. در هنگام شرح و بسط می توانید این کار را انجام دهید.»

ªدر هرسنی که هستید نحوه فکر کردنتان را در نوشته هایتان منعکس کنید، وقتی جوان هستید، وقتی به میانسالی می رسید، و....

یک رمان نویس واقعا خوب می تواند داستنانش را با راوی سوم شخص بنویسد اما من هیچگاه نتوانستم.

خودم را یک رمان نویس اماتور می دانم.

#برات_نیا
@baratnia
baratnia.ir


 

آموزش نویسندگی از نظر کنزا بورو اوئه2

نویسنده ژاپنی برنده ی جایزه نوبل

عبدالمطلب برات نیا

 

دلیل اینکه شیوه اول شخص را برای نوشتن انتخاب کرده ام این است که :« تنها از خلال روایت اول شخص است که توانسته ام به واقعیت درونی ام اشاره ای دقیق داشته باشم».

من با پسرم « هیکاری» که بیماری اوتیسم دارد چهل و چهار سال زندگی کرده ام و نوشتن در باره او یکی از ارکان ادبیات من بوده. من درباره هیکاری می نویسم تا نشان دهم گه چطور یک شخص معلول به شناخت از خویش می رسد و این امر چقدر سخت است.

وقتی برنده جایزه ادبی نوبل شدم خانواده ام نظرشان راجع به من تغییر نکرد. توقع نداشتند من برنده شوم. وقتی تلفن زنگ زد و هیکاری تلفن را برداشت بعد از کمی احوالپرس ی او گفت: نه!

 اما بعد من گوشی را گرفتم و گفتم : ببخشید، جایزه را می پذیرم.گوشی را گذاشتم، به صندلی ام برگشتم. نشستم و به خانواده ام گفتم برنده شده ام. همسرم گفت: چه جالب! و دو فرزند دیگرم حرفی نزدند. هیکاری دوباره به موسیقی اش گوش می داد. هیجگاه با او از جایزه نوبل حرف نزده بودم.

جایزه نوبل تقریبا هیچ تاثیری رو ی اثار ادبی یک نویسنده ندارد، اما شهرت، موفقیت و نقش اجتماعی او را بالا می برد. تعداد کمی از نویسندگان هستند که بعد از بردن جایزه نوبل اثر خوبی خلق کرده اند. یکی توماس مان و البته فاکنر.

ªنوشته نسخه اولیه فرایند بسیار لذت بخشی است.

من زندگی ام را در خانه گذرانده ام، دست پخت همسرم را خورده ام، موسیقی گوش داده ام و با هیکاری وقت گذرانده ام.

احساس می کنم شغل خوبی را برگزیده ام، شغلی جذاب.

ªدوست دارم بعد از اتمام نوشتن یک اثر بمیرم.

ترجیح می دهم پیش از انکه بمیرم تمام دست نویس های ناتمام و دفتر یادداشت هایم را بسوزانم.

آثار چاپ شده ام هم ناتمامند. اثر من فرایندی طولانی از بازنگری و باز نویسی را پشت سر بگذارد بدون باز نگری و باز نویسی دیگر اثر من نیست.

با نگاهی به «تکرار متفاوت»

 نوشته ی: سارا فی .

م. د. ه. 67 ،ص 243ص. 249

#برات_نیا
@baratnia
baratnia.ir

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 July 16 ، 06:04
امیر برات نیا