نسیم خوش روزهای زندگی

سایت شخصی

گفت باید قربانی کنی تا عبور کنی

گفتم قربانی می کنم
گفت باید وابستگی هایت را قربانی کنی
گفتم قربانی می کنم
گفت کافی نیست باید قربانی کنی
گفتم مَن هایم را قربانی می کنم 
گفت باز هم کم است باید قربانی کنی
گفتم قربانی می کنم
خودم را ،جسمم را ،وجودم را
گفت نه نشد باید قربانی کنی
گفتم دیگر مگر چیزی مانده ؟
گفت باید دل دادگی ات را قربانی کنی
ساکت شدم
اشک هایم سرازیر شدند
فهمیدم چه میخواهد
از من میخواهد شَمسَم را قربانی کنم
گفتم آخر مگر میشود ؟
این شمس بود که چشم مرا به نور تو روشن کرد
نه نمیتوانم !
گفت باید قربانی کنی وگرنه عبور نمی کنی ؟
گفتم آخر چگونه عشق را قربانی کنم او ریسمان بین منو توست ؟
گفت باید ریسمانت را پاره کنی
بند بند وجودم به التماس افتاده است
 
آخر چگونه می توانم؟
از من چیز دیگری بخواه
اما او همچنان اصرار داشت که باید قربانی کنی
نگاهم را به شمس دوختم
موهایش سپید شده بود از بس که برایم از عشق گفته بود وچشمانش مثل همیشه عاشقانه به من لبخند میزد
فریاد زدم و اشک ریختم من نمیتوانم
شمس گفت من به تو درس پرواز را آموختم باید قربانی کنی
حیرت کردم
او چه می گوید ؟از من چه میخواهد ؟او خود، به قربانگاه آمده است !
ای وای من
ای شمس من
من تاب این درس را ندارم
لبخند زد
باید قربانی کنی
من آماده ام
تیغ را از نیام کشید و به دستم داد
فریاد زدم الهی او ریسمان بین منو توست
چشمانم را بستم
او گفت درس اول : تسلیم باش
اشکانم را قورت میدادم
گفتم قربانی می کنم
و ریسمان را پاره کردم
چشمانم را گشودم
خود را در آغوش او یافتم
لبخند میزد
گفت من تو را بی واسطه میخواهم
گفتم شمس !
شمس چه شد ؟
گفت شمس  در آغوش من بود
این تو بودی که او را رها نمی کردی
سکوت کردم
سرود عاشقانه ی او و شمس ملکوت را پر کرده بود .....»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 March 18 ، 09:37
امیر برات نیا

مراقبه یعنی هشیار بودن بدون جاری بودن هیچ فکری در ذهن.

مراقبه روشی است سلبی که افکار را دفع می کند و در درون تو سکوت برپا می سازد.

این سکوت بسی زیباست، اما موسیقی را کم دارد.

هیچ شعر و آهنگی در آن نیست.

هیچ رقص و پایکوبی در آن نیست.

هیچ نوایی از آن برنمی خیزد.

عبادت یعنی اینکه قلب سرشار از عشق است.

می تواند رقص و پایکوبی کند.

می تواند به آواز در آید.

می تواند بزم شادی برپا کند.

اما بدون مراقبه، این بزم ساختگی و پر سر و صدا خواهد ماند.

شور و حال زیادی در آن هست، اما این شور و حال کودکانه است.

بلوغ نیافته.

بلوغ از راه مراقبه می آید و شور و حال از راه عبادت.

تمرکز از راه مراقبه می آید و رقص از راه عبادت.

کسی که براستی مقدس است که بتواند در عین متمرکز ماندن برقصد.

بتواند در مرکز طوفان قرار بگیرد.

پس یادت باشد: ‌مراقبه گر و عبادت گر باش.

از راه مراقبه ، فضای خالی و از راه عبادت عشق بیافرین تا آن فضا را پر کنی و از عشق سرشار سازی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 March 18 ، 09:31
امیر برات نیا

تو زمانی پاک و خالص هستی که در آگاهی محض به سر می بری.

نه خوب برای تو اهمیت دارد نه بد.

تو به هیچ وجه دو قطبی نیستی.

هرچیزی را امری الهی می شماری.

دست از مرزبندی برداشته ای.

فقط یکی بودن را می بینی.

حتی در شیطان خدا را می بینی.

در تاریکی نور را و در مرگ، ‌زندگی جاودان را.

آنگاه که روش معمول دوقطبی و دوگانه دیدن را کنار بگذاری پاک و خالص می شوی،‌زیرا دیگر هیچ چیزی نمی تواند تو را آلوده کند.

این نهایت حالت خودآگاهی است.

تو باید از تمام دوگانگیها فراتر روی: اخلاقی- غیراخلاقی،‌خوب بد، زندگی - مرگ، تابستان- زمستان.

باید از تمام اینها فراتر بروی تا بتوانی یکی بودن را ببینی.

تو می توانی یکی بودن را در میلیونها شکل ببینی.

می توانی یکی بودن را همه جا و در هر شکلی که ظاهر می شود تشخیص دهی.

این کار شدنی است.

تلاشی اندک برای بیدارتر شدن لازم است.

فقط در درون نشستن، و تماشا کردن ذهن بدون برگزیدن چیزی.

رفت و آمدها ادامه دارد.

تو در گوشه ای بی توجه و بی تفاوت نشسته ای.

آرام آرام پاکی و خلوص در تو فرود می اید.

این پاکی و خلوص عین رهایی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 March 18 ، 09:27
امیر برات نیا

مراقبه یعنی خالی شدن از تمام محتویات ذهن: خاطرات، تصاویر ذهنی، افکار،‌امیال، آرزوها، انتظارات، عواطف، طرح و نقشه ها.

تو باید خودت را از همه این محتویات خالی کنی.

بزرگترین روز زندگی زمانی فرا می رسد که در خود چیزی برای دور ریختن نیابی و خالی خالی باشی.

در این فضای کاملا خالی، خودآگاهی نابت را خواهی یافت.

آن فضای خالی، فقط زمانی خالیست که پای ذهن در میان نباشد و گرنه سرشار و لبریز است.

سرشار از وجود است- خالی از ذهن اما سرشار از وجود است- خالی از ذهن اما سرشار از خودآگاهی است.

پس، از واژه «‌خالی» نهراس.

بار آن منفی نیست.

فقط بارهای اضافی و به درد نخور را که بر اساس عادت قدیمی با خود حمل می کنی خالی می کند.

چیزهایی را که فقط مانع تراشی می کنند، سنگینی می آفرینند و همچون یک کوه سنگین هستند.

همین که کاملا خالی شوی، از تمام چارچوب ها رها می شوی.

به بی کرانگی آسمان می شوی.

این همان تجربه خداوندی است یا هراسم دیگری که به آن می دهی.

می توانی آنرا دارما، تائو، حقیقت یا نیروانا بنامی-

معنای همه اینها یکی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 March 18 ، 09:24
امیر برات نیا


امیر برات نیا

 فقدان حس تعلق خاطر به سرزمین سد راه حفاظت محیط زیست و توسعه کشور

 

این مطلب تلخیصی است از سخنان دکتر سریع القلم  استاد برجسته دانشگاه شهید بهشتی درباره موانع حفاظت از محیط زیست و رسیدن به توسعه پایدار که در  ششمین گردهمایی علمی دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست و با عنوان  «قراردادهای اجتماعی، توسعه یافتگی، محیط زیست»  ایراد شده است.

 

فکر ما فکر توسعه نیست. مگر می شود در جامعه ای در طول سال 22 هزار نفر در جاده ها کشته شوند و حکمرانان بی تفاوت باشد. مگر می شود جامعه ای ببیند شهروندانش در زیر کامیون ها در کشور ترکیه مخفی و وارد منطقه شنگن می شوند تا به زندگی بهتر برسند و کاری انجام ندهد. مگر می شود کشوری 609 دشت داشته باشد و 291 دشت آن با مشکل جدی آب رو به رو باشد و با آن به عنوان یک بحران ملی برخورد نکند. مگر امکان پذیر است که در کشوری به ازای هر شهروند در طول یک سال 53 تن خاک فرسایش پیدا کند و برای آن حکومت اهمیتی نداشته باشد. پس برای حکومت ما و مردم ما خیلی از مسائل مهم نیست.

 

توسعه یافتگی نه تنها اولین اولویت کشور ما نیست بلکه شاید اولویت 4 و 5 هم نباشد. در تمام جهان، توسعه و تولید ثروت ملی مساله اصلی است. باید بپرسیم مساله ی یک کشور ، سازمان ها، نهادها و احزاب ما چیست چون انرژی، منابع، وقت، مطالعات و .. به آن بخش معطوف خواهد شد.

 

در کشور ما هر دولتی که بر سر کار می آید قصد عوض کردن جهان بینی کشور را دارد و مسیر حرکت را تغییر می دهد. هر دولتی که بر سر کار آمده تلقی متفاوتی از جهان، اقتصاد، و حتی مجوز انتشار کتاب و ... داشته است و همچنان این موضوع در حال تغییر است.

 

وجود تمام این آسیب ها نشان از به اجماع نرسیدن در مسائل فکری کشور در سطح حکمرانی و جامعه است. فقدان تفکر جدی در خصوص تمام موضوعات محوری کشور و نرسیدن به یک چارچوب مشخص و سپس تعریف یک ساختار درست از دلایل اصلی چنین تمایزات فاحشی با کشورهای پیشرفته است. حتی در بسیاری از موضوعات اخلاقی در سایه عدم وجود قاعده، تزویر رشد می کند و راستگویی به خطر می افتد

 

 

برای آگاهی از خواست یک کشور برای توسعه یافتگی باید به سراغ حاکمیت آن رفت. باید دید افکار حاکمیت در مسیر توسعه هست یا نه؟ زیرا دستیابی به توسعه از طریق اعضای جامعه بسیار زمان بر است و ایجاد آگاهی و رسیدن به اجماع در جامعه ممکن است سالها و قرن ها طول بکشد اما اگر حاکمیتی بپذیرد که می خواهد توسعه یابد ممکن است در عرض 5 سال به این مهم دست یابد. کما اینکه این اتفاق در چین افتاده است. اگر حزب کمونیست چین تصمیم نگرفته بود چین توسعه پیدا کند امروز تعداد میلیاردرهای چین از آمریکا جلو نمی زد و امروز چین سه تریلیون و هفتصد میلیارد دلار ذخایر ارزی نداشت و این چیزی جز تصمیم حاکمیت نیست.

 

ما نمی توانیم هر شب در اخبار تلویزیون خود به مردم ایران بگوییم جهان در حال فروپاشی است. حرکت و واکنش بر پایه ی حدس و گمان درست نیست. آلمان یک کشور پیشرفته است و آنقدر پس انداز دارد که بحران های اتحادیه اروپا را حل خواهد کرد. کشورهای حوزه خلیج فارس و عربی دو تریلیون و هفتصد و شصت میلیارد دلار در ذخایر ارزی خود پول دارند و در سال حدود 400 میلیارد دلار سود ناشی از آنها را دریافت می کنند. زیرا این کشورها بر پایه اصولی مشخص و جهان شمول کشور خود را مدیریت و اداره می کنند. وضعیت انها آنگونه که ما فکر می کنیم نیست. تلقیات ما از امارات متحده عربی، عربستان و قطر بیشتر برپایه حدس و گمان است تا واقعیات دقیق. جهان در حال فروپاشی نیست. کل جهان را فساد در بر نگرفته است. حکمرانی که با آمار و ارقام کاری ندارد نمی تواند به خوبی حکمرانی کند. حکمران چه در مورد کشور خود و چه در مورد جهان باید دقیق صحبت کند تا بتواند دقیق هم تصمیم بگیرد.

 

 به عنوان کسی که فرصت های بسیاری برای دیدن 114 کشورهای مختلف و شرکت در بیش از 500 کنفرانس داشته ام به یک تفاوت جدی بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ های دیگر پی برده ام. در مشاهده ی مقایسه ای خود، هر کجای دنیا که دیدم کشوری پیشرفت کرده و یا در حال پیشرفت است؛ علاقه ی شدیدی به خاک و وطن وجود دارد.

 

حس وابستگی به جامعه و همبستگی بین مردم می تواند اهرم توسعه شود و آن انرژی که باید چنین حسی را به وجود آورد حاکمیت ها هستند. اگر بخواهیم وارد پیش فکر شویم و بعد فکر کنیم و بعد به اجماع برسیم و بعد ساختار درست کنیم اول باید حس تعلق به این کشور را داشته باشیم.

منبع: سریع القلم






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 12 March 18 ، 10:59
امیر برات نیا

عشق داشت راه خویش می رفت
و من مسافر جاده عشق بودم
به درستی راه هیچ توجهی نمی کردم
مقصد عشق بود
لذت عشق بود
پاکی عشق بود
زیبایی عشق بود
آفرینش عشق بود
ناگاه در آن دورترها معبد عشق نمایان شد
دیدم نه تنها فاصله ی زیادی بین من و معبد است
که دیدم
راهی که من می روم
بن بست عاشقی است
و معشوق دلش به دیگر سوی است و
نگاهش نگران جایی دیگر
پرده نادیده گرفتن و جنون عاشقی را
لحظه ای کنار زدم
آفتاب صداقت غروب کرد
و من مسافر معبد عشق
در تاریکی به سوی نور راهم را تغییر دادم
 

امیر برات نیا
19 اسفند 96

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 March 18 ، 11:10
امیر برات نیا


گزارش نیویورک تایمز از نقش بحران آب در ناآرامی‌های اخیر!

 

به دنبال اعتراضات اخیر تحلیل های مختلفی اعم از سیاسی و اقتصادی توسط صاحب نظران مختلف ارائه شده است اما بنا به باور اکثر این کارشناسان اعتراضات اخیر اولین جنبش هایی هستند که در آن ها نقش متغیرهای زیست محیطی  مثل کمبود آب بسیار مهم و تاثیر گذار است . بعد از گزارش نشریه آمریکن ساینتفیک که پیش تر در کانال قرارداده بودم امروز گزارش نیویورک تایمز را در این باره می خوانید:

 

🌑نیجریه، سوریه، سومالی، و حالا... ایران. در هر کدام از این کشورها، به طرق گوناگون، یک بحران آبی باعث برخی ناآرامی‌های داخلی، مهاجرت‌های بزرگ، شورش و حتی یک جنگ تمام عیار شده است.

 

🔵در دوران تغییرات اقلیم، تجربیات این کشورها درس‌های بزرگی برای دیگران به همراه داشته است. انجمن جهانی آب این ماه هشدار داده است بحران جهانی آب در حال اوج گرفتن است و «۳۳ کشور تا سال ۲۰۴۰ به شدت با کمبود آب مواجه خواهند شد».

 

🔵 کمبود آب جرقه‌ای بر اعتراضات است: عدم دسترسی به آب منبع اصلی ناآرامی‌ها در هند است.و این ناآرامی‌ها را گروه‌های تروریسیتی تشدید می‌کنند: گروه الشباب از خشکسالی در سومالی بهترین استفاده را کرد.

 

🔵کمبود آب می‌تواند عامل مهاجرت‌های بسیار از حاشیه شهرها و روستاها به شهرهای بزرگ باشد: در تمام مناطق خشک کشور ساحل، جوانان مجبور به مهاجرت شده‌اند.و در نهایت خشکسالی می‌تواند عامل قیام باشد: بوکوحرام در نیجریه، چاد و نیجر از این شکاف رخنه کرد. و ایران، آخرین مثال از این دست کشورهاست که بحران آب در طولانی مدت، نارضایتی‌ها را گسترش داده است. این امر ابتدا در شهرهای کوچک نمود یافته، شهرهایی که پیش از این هم جزو تفتیده‌ترین شهرهای جهان بوده‌اند.

کشاورزان تهی‌دست شده‌اند، و دریاچه‌ها تبدیل به کاسه‌های گرد و غبار. میلیون‌ها نفر در حال کوچ هستند و بی‌کاری عامل گسترش نارضایتی در میان جوانان شده است. و حالا با خشکسالی هم دست و پنجه نرم می‌کنند، خشکسالی که حداقل ۱۴ سال طول کشیده است.

 

🔵تغییرات اقلیم ایران را گرم‌تر و خشک‌تر می‌کند. عیسی کلانتری، وزیر سابق کشاورزی ایران، می‌گوید که بحران آب اگر به حال خود رها شود، ایران را نامساعد برای زندگی خواهد کرد به‌طوری که ۵۰ میلیون ایرانی باید این کشور را ترک کنند.

 

🔵آیا آب دلیل ناآرامی‌های اخیر ایران بود؟

 نه تماما. آب به تنهایی آتش اعتراضات را روشن نکرده است. اما دیوید میشل،‌ تحلیل‌گر مرکز سیمسون، کمبود آب را، چه به صورت قطع آب در شهرها و چه به صورت خشک شدن چاه‌های روستایی، و چه به صورت طوفان گرد و خاک برخاسته از دریاچه در حال خشک شدن ارومیه، یکی از عمده‌ترین نشانه‌های شکست دولت در ارائه خدمات اصلی به مردم می‌داند.

او می‌گوید «آب دولت‌ها را سرنگون نمی‌کند اما بخشی و در برخی شهرها، ‌بخش مهمی از بی‌تدبیری‌ها و ناامیدی‌هاست».او ادامه می‌دهد «مدیریت آب مهمترین چالش سیاسی دولت است».

 

🔵چطور وضع تا به این حد بد شد؟

همچون سایر کشورها، از هند گرفته تا سوریه، بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹، ایران تصمیم گرفت در تولید مواد غذایی به خودکفایی برسد. اما همانطور که کاوه مدنی، متخصص آب در ایران، می‌گوید معنی این خودکفایی این بود که دولت کشاورزان را تشویق به کاشت محصولات کشاورزی چون گندم در سراسر کشور کرد.

دولت به کشاورزان برق رایگان یا ارزان داد از طرفی گندم‌ها را به قیمت خوبی خرید، و این مشوقی شد برای کشت بیشتر و گندم بیشتر و استخراج بیشتر و بیشتر آب‌های زیرزمینی.

نتیجه چه شد: کلودیا صادوف، گردآوری کنند گزارش بحران آب در ایران برای بانک جهانی، می‌گوید «۲۵ درصد از کل آبی که از آب‌خوان‌های زیرزمینی، رودها و دریاچه‌ها برداشته شد از مقداری که بایستی جایگزین شود بیشتر شد».

 

🔵هم‌اکنون ایران سریع‌ترین میزان کاهش آب‌های زیرزمینی در دنیا را دارد و بر اساس محاسبات میشل ۱۲ استان از ۳۱ استان این کشور «تا ۵۰ سال آینده به طور کلی آب‌های زیرزمینی خود را از دست خواهند داد». در بخش‌هایی از کشور هم کاهش سطح آب‌های زیرزمینی باعث فرونشست زمین شده است.

 

🔵آب یک ابزار سیاسی است و سپاه سدهایی را در اقصی نقاط این سرزمین ساخت تا آب را به نقاط کلیدی و حساس برساند. در نتیجه بسیاری از دریاچه‌های ایران خشک شد. از آن جمله، دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه آب شور ایران، که حالا ۹۰ درصد اندازه خود را از دهه ۱۹۷۰، و انقلاب ایران، از دست داده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 March 18 ، 11:04
امیر برات نیا

ناز بانوی من

دکان عاشقی دارد.

من مشتری چندین ساله او هستم.

دکانش همیشه پر است از

سلام

سلام های گرم

سلام های بیاد ماندنی

سلام هایی که هر دانه سینش

پر است از سکه وجود عشق

و لام هایش پر است از لاله و سنبل

دکان عاشقی ناز بانو

صبح ها دعایش روز خوش است

و شب هایش آرامش و عشق

ناز بانو ورد کلامش

عشق و برکت است

روزها مرا را با شربت محبت پذیرایی می کند

میان وعده هایش پر است از غزل ناب عاشقی

با او که هم نشین باشی

آرامش را با جان و دل حس می کنی

ناز بانو جان

داریم کم کمک به روز ی می رسیم که

به نام تو نام گذاری کرده اند

اما من می گویم یک روز برای تو کم است

چون همه لحظه های بودنم با نام تو بوده است

که بی تو و بی نام تو جهان سرد و خاموش است

لحظه های بودنم را تقدیم تو می کنم

اگر همه عالم را به تو هدیه کنم کم است

چرا که مادری

و زایشگری

و با حضور تو و واسطه وجودی توست که

خدا عشق را خلق و در جهان تکثیر می کند

همیشه افسوس لحظه های را باید خورد که

بی تو گذشت

و گاهی می گذرد

سفره زندگی با دست توانای تو آراسته می گردد

جام شراب زندگی  با طعم لب های تو مرا مست می کند

بیا در رقص گیسوان پریشان شده ات

و در جام پر از عشقت

مرا مست کن از بودن

از نبودن ها

از عشق به دل مانده

تا در تو نیست شوم

ای فرشته زیبای عشق

ای محبت متجسم

تو همیشه نازکن

که من به ناز تو محتاج

و آخرین خریدار توام

دکان عاشقیت را یک جا با جانم خریدارم

«روزت مبارک»

#امیربرات_نیا

۱۶اسفند۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 07 March 18 ، 13:34
امیر برات نیا

یه خیابون تو شهر ما هست که وقتی می ری داخلش به اینجا می رسی. بجایی که رو بروت دیواره، گردش به راست ممنوع است و گردش به چپ هم ممنوع است، در حقیقت بن بست زندگی است.


گاهی وقت ها در زندگی آدم به یک جای غریبی مثل اینجا می رسه نه می تونه به راست بره نه می تونه به چپ بره، روبرو هم دیواره، زندگی هم که متاسفانه دنده عقب نداره تنها فضای حرکتی موجود فاصله ما با دیواره.

تنها فضا و مکان و زمانی که در اختیار داریم، بهترین کار اینه که از همین فضای باقی مانده لذت ببریم و بپذیریم گاهی باید تسلیم محض خدا باشیم.

#امیربرات_نیا

۲۴بهمن۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 13 February 18 ، 11:32
امیر برات نیا

همه که تنهام می زارن
من می مونم و همین دوستان قدیمی
دوستانی که هیچ وقت  تنهام نزاشتن


با خودم گاهی می گم
آیا همانقدر که من اونها را دوست دارم اونا هم منو دوست دارن؟
دیروز از صبح تا ظهر ترجمه کردم
و از ظهر تا شب خوندم
بخشی از ماجرای زندگی یکی از بزرگان ادبیات ایران محمد قزوینی را خواندم
گاهی آشنایی با زندگی این نویسندگان باعث می شه بدونی که بعضی آدم ها فقط برای عشق کار کردن و بس
و بدونی زندگی گاهی بعضی از آدم ها را آنقدر اذیت می کند که به هیچ کس نمی تونن شکایت کنن.
باور اینکه نویسنده بزرگی چون او از امکانات معمولی زندگی هم محروم بوده و قدرت خرید حتی لباس هم برای زن و بچه اش نداشته آدم را دچار شگفتی می کنه و باز فکر می کنه چرا اهالی فرهنگ و ادب در طول تاریخ رنج نداشتن هایشان را کشیده اند.
بگذریم،،، اهل کتاب قرار نیست به خیلی از چیزها آلوده بشن از جمله رفاه و ثروت،،،
#
امیربرات_نیا
۲۱ بهمن ۹۶
@AmirBaratnia

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 10 February 18 ، 13:17
امیر برات نیا